پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس حساسیت بینفردی و تحریفهای شناختی در زنان متأهل: نقش میانجی نگرش به طلاق
دوره 8، شماره 28، 1404، صفحات 248 - 261
1- دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مشاوره خانواده، دانشکده روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران. ایران.
چکیده :
رضایت زناشویی به عنوان یکی از شاخصهای کلیدی سلامت خانواده، تحت تأثیر عوامل روانشناختی متعددی است. این پژوهش با هدف پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس حساسیت بینفردی و تحریفهای شناختی با نقش میانجی نگرش به طلاق در زنان متأهل انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود. از بین آنان، ۳۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و با پرسشنامههای رضایت زناشویی انریچ (EMS)، مقیاس حساسیت بینفردی (IPSM)، پرسشنامه تحریفهای شناختی (CD-Quest) و مقیاس نگرش به طلاق ارزیابی شدند. دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) و روش بوتاسترپ در نرمافزارهای SPSS-26 و AMOS-24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد حساسیت بینفردی(0/18-=β) و تحریفهای شناختی(0/32-=β) بهطور مستقیم و منفی رضایت زناشویی را پیشبینی میکنند. همچنین این دو متغیر بهطور مثبت بر نگرش به طلاق اثر داشتند و نگرش به طلاق نیز اثر منفی و معناداری بر رضایت زناشویی(0/28-=β) نشان داد. نقش میانجی جزئی نگرش به طلاق در روابط بین حساسیت بینفردی و تحریفهای شناختی با رضایت زناشویی تأیید شد. مدل نهایی ۴۲ درصد از واریانس رضایت زناشویی را تبیین کرد. یافتهها بر اهمیت نقش عوامل شناختی و بینفردی در تبیین رضایت زناشویی زنان تأکید داشتند. به نظر میرسد مداخلات آموزشی و درمانی با تمرکز بر کاهش حساسیت بینفردی افراطی، اصلاح تحریفهای شناختی و تعدیل نگرش نسبت به طلاق میتواند در ارتقای رضایت زناشویی مؤثر باشد.
کلمات کلیدی :


20.1001.1.26767295.1404.8.28.21.5