موانع تحقق وضعیت آرمانی گفتوگو در مدارس: نقدی بر نظریۀ کنش ارتباطی هابرماس با تأکید بر دلالتهای راهبردی برای نظام آموزشی ایران
دوره و شماره : آماده انتشار
1 - گروه علوم تربیتی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
2 - گروه علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 - گروه علوم تربیتی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
چکیده :
علیرغم جذابیت هنجاری «وضعیت آرمانی گفتوگو» در نظریۀ کنش ارتباطی هابرماس، کاربست آن در مدارس با موانع بنیادینی مواجه است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی این موانع و دلالتهای راهبردی برای نظام آموزشی ایران، با روش تحلیل مفهومی و بازسازی عقلانی انجام شد. یافتهها چهار دسته مانع را نشان میدهد: نخست، ساختاری‑اجتماعی (نابرابریهای اقتصادی، فرهنگی و جنسیتی)؛ دوم، معرفتشناختی (نسبیگرایی اخلاقی، اجماعگرایی تحمیلی و غفلت از محتوای ماهوی)؛ سوم، هستیشناختی (کلاممحوری و نادیدهانگاری احساسات، هنر و تجربۀ زیسته)؛ و چهارم فرهنگی (غربمحوری، نادیدهگرفتن منابع دینی و فردگرایی افراطی). نظریۀ هابرماس قابل واردات مستقیم به زمینۀ دینی و جمعگرای ایران نیست و نیازمند بومیسازی نقادانه است. شش دلالت راهبردی عبارتند از: بهرهگیری از منابع دینی و ادبیات کهن برای استدلال اخلاقی، تطبیق آداب گفتوگوی اسلامی، طراحی برنامههای درسی تلفیقی (اخلاق گفتمانی و فضیلتمحور)، بازتعریف خودآیینی ارتباطی در چارچوب جمعگرایی متعادل، گنجاندن هنر و تجارب عاطفی، و اتخاذ تمهیدات جبرانی برای کاهش نابرابریهای سرمایۀ فرهنگی. نظریۀ هابرماس نه نسخهای آماده، بلکه مادۀ خامی است که باید در فرایند بازاندیشی انتقادی و بومیسازی زمینهمند شکل نهایی یابد.

